جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

92

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

يونانيان ، حقيقت و ماهيت خود را در خلال اين بلندى ، با نوابغ و بزرگانى نشان مىدهند كه دست‌هاى آنان نيكى و زيبايى و هنر مىآفرينند و از چهرهء حق ، پرده برمىدارند و انديشه‌هاى آنان ، در هنر و علم و اخلاق و همه زمينه‌هاى فكرى و شئون استقلال انسانى ، اصول و قواعدى را پىريزى كرده و به‌وجود مىآورند . و ناگهان نام آتن ، شهر عظيم آنان ، در جهان پرآوازه مىشود و نظر ستيزه‌جويان را به خود جلب مىكند و آنان از هرسو به آن رو مىكنند و از هر گوشه‌اى بر ضد آن برمىخيزند و با اسلحه بر آن مىتازند و سايه نابودى را بر آن مىگسترانند ! ولى در آن هنگام كه حقيقت آتن و مفاهيم كمال انسانى كه در آن موجود بود ، بر آنها روشن مىشود ، در ميان خرابه‌هاى آن سر تعظيم فرود مىآورند و مانند كودكان ، با حيرت مىنگرند و گوش مىدهند و اطاعت مىكنند و سپس بر جاى پاى شاعران و نقاشان و فلاسفه بوسه مىزنند و سرزمينى را كه فكر و انديشه ، آن را مقدس ساخته ، رها مىكنند ، در حالى كه هوسهاى جنگى آنان تسكين يافته و شدت و خشمشان فرو نشسته و از شكل بربرهاى ستمكار ، به صورت انسانهايى درآمده‌اند كه آثار و باقيمانده‌هاى زيبايى را - كه كم يا زياد در ميان خرابه‌هاى شهر عظيم ، آنها را يافته‌اند - براى دنيا به ارمغان مىبرند ! و بدين‌ترتيب مردم يونان ، نور انسانيت را به دورافتاده‌ترين نقاط روى زمين ، مىافكنند و بر تارك دوران‌ها مىدرخشند و البته بايد كار آنان را بزرگ داشت ! * * * اما آنچه وحدت تاريخ را تشكيل مىدهد ، يگانگى مراحلى است كه ملل جهان در آن به‌سر برده و از نظر جوهر و باطن نظير يكديگر